خانه / معرفی حکیمان / شیخ الرئیس ابو علی سینا

شیخ الرئیس ابو علی سینا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حکیم ابوعلی سینا

 

شیخ الرئیس ابو علی سینا در سوم صفر۳۷۰ ه.ق در بخارا متولد و در جمعه اول رمضان ۴۲۸

ه.ق در سن ۵۸ سالگی وفات یافته است وی در ده سالگی قرآن و در شانزده سالگی ، طب و

فقه و سایر علوم متداول را آموخته و توانسته بود از استاد بی نیاز بلکه بر استاد خرده گیری هم

بنماید.

در هجد سالگی شهرت او به درجه ای رسید که او را بر بالین نوح بن منصور ، فرمانروای سامانی

که سایر پزشکان از درمان وی عاجز مانده بودند ، احضار کردند و وی بیماری او را که ذات الجنب (

پنومونی) بوده است را به درستی تشخیص و درمان کرد.

در نبوغ وی همان بس که سر آمد علوم زمان خود از جمله کلام، احکام ، نجوم،هندسه و طب

بوده است.

امروزه به برخی از آثار ابن سینا نیز مثل رازی دسترسی نداریم و سراغ ان را باید از موزه ی

بریتانیا بگیریم . ادوارد براون در این مورد می گوید:

(( از آثار مشهور وی ، رساله پر ارزش( الادویه القلبیه) یعنی داروهای قلبی است که چند نسخه

ی بسیار خوب آن در موزه ی بریتانیا موجود بوده و شاید مهم ترین اثر وی پس از قانون باشد اما

هنوز به چاپ نرسیده و جز در محوطه ی داخل دیوارهای این موزه و چند کتابخانه دیگر دسترسی

به آن ممکن نیست))

و اما همانطور که می دانید مهم ترین اثر طبی بوعلی سینا قانون است. در کتاب تاریخ طب در

ایران آمده است:

(( کتاب قانون مهمترین و مفصل ترین و مشهورترین آثار طبی شیخ و از امّهات  کتابهای طبی

شرق و غرب است. این کتاب از روز تألیف تا قریب هفت قرن ( اواسط قرن هفدهم) در اروپا و تا

کنون در مشرق زمین مورد نظر طالبان طب و از کتب درسی دانشگاهها بوده است . قانون اولین

کتاب طبی است که در اروپا ترجمه و طبع گردیده و تا سال ۱۶۵۰ میلادی در دو دانشگاه  مون

پولیه فرانسه و         (بلژیک) تدریس می شد و بدین مناسبت ابن سینا در اروپا ، رئیس و ملک

الاطباء لقب یافته است .

استاد سعید نفیسی نیز در مورد قانون می گوید که پس از کتب آسمانی مانند تورات ، انجیل و

قرآن ، هیچ کتابی به اندازه ی ترجمه های لاتین قانون ابن سینا در جهان چاپ نشده است.

جالب اینجاست که نفوذ کتاب قانون در اروپا به حدی بوده است که پزشکان اروپا هر وقت در

مباحث خود به مشکلی بر می خوردند ، برای حل آن به گفته ی ابن سینا در کتاب قانون استناد

کرده و می گفتند : (( استاد چنین گفته است))

و اما نکته ی بسیار مهمی که در این گفتار در مورد ابن سینا باید ذکر شود که مورخین غربی

چهره ی این طبیب مسلمان و عالیقدر را در نوشته های خود بسیار زشت جلوه داده اند و او را

خوشگذران و عیاش جلوه داده اند . کذب بودن چنین تهمت هایی در مورد ابن سینا ، به حدی

واضح است که نیاز به دفاع ندارد . آن هم شخصیتی چون بو علی ، که خود درمورد ارتباطش با

خداوند متعال می گوید:

(( در هر مسئله ای که مردد می ماندم ، به مسجد می شتافتم و نماز می خواندم و دست نیاز

به درگاه خداوند دراز می کردم و از خدا می خواستم تا درهای بسته را به روی من بگشاید و

دشواری ها را بر من آسان سازد و شب به خانه باز می گشتم و باز به خواندن و نوشتن  می

پرداختم و اگر خواب غلبه می کرد و اندکی به خواب می رفتم ، همان مسائل علمی را در خواب

می دیدم و بسا که در خواب پرده از روی مسائل دشوار برداشته می شد و به حل انها نائل می

امدم.))

ابو عبید جوزجانی در رساله ی شرح حال در احوال استادش در اواخر عمر می گوید:

(( بخشی از داراییش را به بینوایان و درماندگان  بخشید و اینک با وجود ناتوانی ، هر سه روز یک

بار قران را ختم می کند و گاه و بیگاه ، به هنگام نماز و تلاوت قرآن ، آه و سوز توبه و انابه اش به

گوش می رسد.))

غربی ها در مورد رازی و سایر پزشکان مشهور ایرانی سعی کرده اند تا آثار آن ها را از دسترس

ما خارج کنند ولی در مورد ابن سینا چون موفق نشده اند که مهم ترین اثر طبی او یعنی قانون و

برخی آثار دیگر او را از چشم ما دور کنند ، دست به ترور شخصیت وی زده اند.

بدیهی است که به سرقت بردن آثار علمی مسلمانان و تخریب و تحقیر چهره های برجسته ی

علمی عالم اسلام ، از اهداف اساسی استعمار گران برای تسلط علمی و فرهنگی برمسلمانان

محسوب می شود و شواهد از این دست در تاریخ فراوان است . حتی بسیاری از مطالعات و

تحقیقاتی که تحت عناوین شرق شناسی و اسلام شناسی توسط غربی ها انجام می شود،

برای رسیدن به اهداف سلطه جویانه و استعماری است که در اینجا تنها به ذکر یک شاهد بر این

ادعا اکتفا می کنیم:

(( لرد کرزون)) یکی از مأموران استعماری انگلستان در آسیا ، در سال ۱۹۰۹ در مقابل مجلس

اعیان انگلیس گفته است:

(( آشنایی ما نه تنها با السنه ی مردم مشرق زمین و بلکه با عادات ، احساسات و سنتهای

ایشان و نیز با تاریخ و دینشان و ظرفیت ما برای درک آنچه نبوغ شرق نامیده می شود ، تنها

مبنایی است که احتمالا در آینده خواهیم توانست بر پایه ی آن ، موقعیتی که در شرق به دست

آوردیم را حفظ کنیم. شرق شناسی یک تکلیف بزرگ سلطنتی است. به عقیده ی بنده تأسیس

مدرسه ای نظیر مدرسه ی مطالعات شرقی در لندن ، بخشی از ملزومات امپراطوری است….))

 

 

درباره ی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *