خانه / حکمت الهی / سردرد من ازلطف خداوند بود

سردرد من ازلطف خداوند بود

بسم الله الرحمن الرحیم

یه شب من و بچه ها توی اتاق خوابیده بودیم همسرم بیرون توی ایوون خوابیده بود. من یکدفعه

سر درد عجیبی گرفتم نه میتونستم بخوابم نه بنشینم . مدام راه می رفتم یکی دو ساعتی

گذشت دیدم نه آروم نمیشه یه مسکن خوردم اونم افاقه نکرد درده شدیدتر میشد . ولی میومدم

توی ایوون سردردم آروم تر میشد میرفتم توی اتاق درد شدیدتر میشد که قابل تحمل نبود دیگه

اومدم بیرون و کنار تشک شوهرم نشستم چند دقیقه که گذشت یه مقوایی به دیوار ایوون زده

بودیم( درست بالای سر شوهرم بود) از زیر اون صدای خش خش شنیدم توجهی نکردم دیدم نه

صداش قطع نمیشه اومدم یه تکونی بهش دادم دیدم یه حشره مشکی بزرگ گرد که توی خونه

های قدیمی یزد زیاد دیده میشه و مردم میگن سمی و کشنده هست افتاد پایین . سریع

کشتمش . یک لحظه به خودم اومدم دیدم اصلا هیچ دردی توی سرم حس نمی کنم خوب خوب

شدم انگار اصلا دردی نداشتم. فهمیدم  اگر من بیدار نبودم اون حشره شوهرم نیش می زد

قسمت بود اون درد مصلحتی رو بکشم تا اون اتفاق نیفته.

ن-الف  فرستاده شده از یزد

درباره ی

همچنین ببینید

حکمت نابینایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *