خانه / حکمت الهی / حکمت سر درد پسر

حکمت سر درد پسر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیاط از ایشان نقل میکند که فرمود:

اسم پسرم برای سربازی درآمده بود . می خواستم دنبال کار او بروم که زن و مردی برای حل اختلاف نزد من آمدند. ماندم تا قضیه آن دو را فیصله دهم . بعد از ظهر پسرم آمد و گفت : نزدیک پادگان به چنان سر دردی مبتلا شدم که سرم متورم شد. دکتر آنجا معاینه ام کرد و مرا از خدمت معاف دانست. همین که از پادگان بیرون آمدم ، دیگر هیچ اثری از ورم و سر درد نبود.

شیخ در پایان افزود : ما رفتیم کار مردم را درست کنیم خدا هم کار ما را درست کرد.

 

 

 

 

 

 

درباره ی admin

همچنین ببینید

حکمت نابینایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *